پيوست‌

هنگامي كه اين بخش نوشته شد، از برخي ترجمه‌هاي ديگر خبردار شده بودم‌، كه دراينجا منظور نشده است‌. براي پرهيز از تغيير مطالب و نتيجه‌گيري دوباره از آنها در همين جا ياد مي‌كنم‌.
جوواني مونته كوروينويي (سيزدهم - 2) در سال 1305 از پكن نوشت‌: ((از خط و زبان تاتار اطلاعات سودمندي به دست آورده‌ام و تمام عهد جديد و مزامير را به آن زبان ترجمه كرده‌ام‌. اين‌ كار سبب شده تا از آن به دقت رونويسي شود.)) بنابراين‌، مدتي پيش از سال 1305 عهدجديد و مزامير از لاتيني به مغولي ترجمه شده بوده است‌. ازاين گذشته‌، او درصدد ترجمه‌ٴ تمام دعاهاي‌ لاتيني به زبان مغولي برآمد، و در مراسم عشاي رباني كلمات praefatio و canon را به زبان‌ مغولي ادا مي‌كرد.
برخي متن‌هاي بودايي از زبان چيني به ايغوري ترجمه شد. بدين ترتيب‌، سوتراي صورت‌ فلكي دب اكبر در سال 1330 به زبان ايغوري ترجمه و در يك هزار نسخه منتشر شد، كه اينك‌ چيزي از آن در دست نيست‌. اين سوترا را نانجيو (1883) يا باگچي (1927 - 1938) فهرست‌ نكرده‌اند؛ ولي نسخه‌هاي خطي و چاپي ترجمه‌ٴ تبتي آن‌، كه در سال 1336 انجام گرفته موجود است‌، هرچند با توجه به جديد بودنش‌، آن را در تانجور يا كانجور جا نداده‌اند.
اين مطلب از بسياري جهات عجيب است‌، چون براساس آن مي‌توان آغاز چاپ متون تركي‌ را در سال 1330 دانست‌! مهم‌تر اين‌كه‌، اين مطلب به ما امكان مي‌دهد تا تاريخي را در مناسبات‌ قوم اويغور با فرهنگ چيني و بودايي تعيين كنيم‌.
بدين سان به ترجمه‌هاي ذكر شده در بالا، مي‌توان ترجمه از لاتيني به مغولي‌، از چيني به‌ ايغوري و از چيني (يا ايغوري‌؟) به تبتي را افزود.

د. آموزش و پرورش‌

قلمرو مسيحيت‌

1. اشارات مقدماتي‌. بهتر است در باب تلاش‌هاي جهان مسيحي در زمينه‌ٴ پديد آوردن معارف‌ و نگه‌داري و ترويج آن آگاهي‌هايي داده شود. هرچند نمي‌توان درباره‌ٴ چنين موضوع‌ پايان‌ناپذيري زياد به گفت‌وگو پرداخت‌. در سراسر قلمرو مسيحيت مدرسه‌هايي وجود داشت‌؛ بلكه مي‌توان گفت در سراسر جهان متمدن مدرسه‌هايي با درجات و اقسام گوناگون مي‌شد يافت‌ و هر مدرسه ويژگي‌هاي خود را داشت و دستخوش فراز و فرودهاي خاص خود مي‌شد. از سوي‌ ديگر، بزرگ‌ترين و كامياب‌ترين معلمان بشريت‌، در آن زمان هم مانند هميشه‌، معلمان حرفه‌اي‌ و از پيش برگزيده نبودند، بلكه كساني بودند از قبيل شاعران و اديبان كه وظيفه‌ٴ خود برگزيده‌شان‌ را فراغ از هر انديشه‌ٴ ديگري به بهترين نحو ممكن ايفا مي‌كردند. دانته تجسم خوبي بر اين‌